ايزوپ

سنگينی تمام قصه‌های گفته و نگفته روی دوش ماست

آستارا

with one comment

نزدیک غروب. خیابان یک‌طرفه. در تاکسی را که باز می‌کنم، برای چند لحظه به من نگاه می‌کند و بعد انگار یادش می‌افتد که با گوشی صحبت می‌کرده. راننده صدای رادیو را زیاد می‌کند.

زن (آرام، صدای آن طرف خط نامفهوم): مممم، پاسپورتامون ردیف شده. کاوه رفته دنبال ماشین برای ترکیه. از اونجا می‌ریم آمریکا … آره، امشب. زنگ زدم خبرت کنم … باید زودتر از اینجا بریم … تو خودت وضعیت کاوه رو می‌دونی، می‌ترسه دوباره … نمی‌دونم، الآن باید می‌رفتم خونه وسایل‌ام‌و جمع کنم (مکث) … اِلسا، حال‌ام بَده (بیرون را نگاه می‌کند، مکث) رضا رو دیدم (مکث طولانی) … آره … یه کافه داره اینجا، کافه شیراز. (مکث، آرام‌تر) باورم نمی‌شه. از بین همه‌ی کافه‌ها تو همه‌ی شهرهای دنیا (مکث) از بین این همه اسم (مکث طولانی) … دو شب پیش. با کاوه رفتیم. شنیده بود صاحب این کافه آشنا داره، می‌تونه کارمون رو ردیف کنه (مکث) السا، رضا هیچ تغییری نکرده. مثل همون بار اولی که دیدم‌اش. تو شیراز (مکث) دارم دیوونه می‌شم … آره، کاوه هم می‌دونه (مکث) یعنی می‌دونم که می‌دونه. من جا خورده بودم. رضا هم (مکث) کاوه همه چی‌و از چهره‌مون خونده. می‌دونم … آره، قبلا بهش گفته بودم که آخرین بار که بردن‌اش، من (مکث) خودت می‌دونی السا … هیچی … نه. هیچ حرفی نزده … رضا هم نه. دیشب هم که رفتیم کافه، بهم نگاه نمی‌کرد. ولی اون آهنگ‌و گذاشت … اوهوم (چشم از پنجره بر نمی‌داشت. دستمال کاغذی در بین انگشتان‌اش مچاله می‌شد.) … اوهوم … آره، خود رضا پاسپورت‌ها رو ردیف کرده …  السا، من اینجا تو این خیابون‌ام (مکث) کافه‌ی رضا همین‌جاست (مکث) بگو چکار کنم … اگه برم تو … می‌دونم (مکث) نه نمی‌دونم …

به راننده می‌گویم پیاده می‌شوم. دوباره نگاه‌ام می‌کند. روبه‌روی کافه شیراز ایستاده‌ایم. رضا با سیگاری گوشه‌ی لب منتظر است.

Written by مسعود غفوری

مارس 16, 2015 در 11:15 ب.ظ.

نوشته شده در داستانک

Tagged with , ,

یک پاسخ

Subscribe to comments with RSS.

  1. فک کن…

    bahar

    آوریل 1, 2015 at 9:39 ب.ظ.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: