ايزوپ

سنگينی تمام قصه‌های گفته و نگفته روی دوش ماست

شیرجه در استخر انجمن ادبی

with 2 comments

گفتم خیلی از چیزهایی را که از ادبیات می‌دانم، مدیون انجمن ادبی هستم. گفت فکر می‌کنم اغراق می‌کنی. شاید هم تبلیغ می‌کنی برای انجمن. شاید هم این وقت گذاشتن‌ها و دل‌بستگی‌ها را توجیه می‌کنی.

ولی من همچنان از انجمن یاد می‌گیرم، چون هنوز سعی می‌کنم «یک چیز جدید» در آن تجربه کنم. بهتر بود می‌گفتم «سعی می‌کنیم … تجربه کنیم». ادبیات عرصه وسیعی است که هر نقطه‌اش را بگیری، ممکن است نقطه‌ی دیگر از دست‌ات در برود، و یا از نقاط دیگر غافل بشوی. «یک چیز جدید» یعنی اعتقاد به این که همیشه جا برای آموختن و لذت بردن هست. ابایی ندارم از این که بگویم برای من، شعر و مخصوصا شعر انگلیسی دور از دسترس بود. چندین کلاس شعری که در دانشگاه داشته‌ایم، بیشتر بر تاریخ ادبیات و سبک‌شناسی متمرکز بودند تا لذت درک شعر.

همین بود که تصمیم گرفتم تجربه‌ی جدیدم در انجمن، ترجمه شعر انگلیسی باشد. قالب جدید «الف» باعث شد به صورت هفتگی به ترجمه شعر فکر کنم. می‌دانستم که کار سختی است، و می‌دانستم که نتیجه خیلی خوبی نمی‌دهد؛ ولی این را هم می‌دانستم که در ادبیات هم مثل هر جای دیگری، تا خود را به آب نزنی و دست‌وپنجه نرم نکنی، یادگیری اتفاق نمی‌افتد.

بعد از یکی دو هفته، فرم را پیدا کردم: «کارگاه ترجمه شعر». در شعرها شیرجه می‌زنم، با کلمات و جملات درگیر می‌شوم، و سعی می‌کنم چیزی از چشم‌ام پنهان نماند. وقتی بعد از چند بار خواندن شعر و شعرهای دیگر شاعر و مطالعه زندگی و شیوه نوشتن‌اش، به درک قابل قبولی از شعر رسیدم، آن را بر اساس همان تفسیر ترجمه می‌کنم. بعد سعی می‌کنم درک خودم را از شعرها توضیح بدهم، و انتخاب‌هایم را در ترجمه توضیح بدهم. در واقع سعی می‌کنم تمام روند خوانش و ترجمه شعر را در معرض دید و انتقاد قرار بدهم، تا اعضای انجمن بتوانند درباره همه مراحل، از انتخاب شاعر و شعر گرفته تا تفسیر شعر و معادل‌های انتخابی‌ام نظر بدهند.

هنوز یاد نگرفته‌ام چطور ترجمه خوبی ارائه کنم، ولی فکر می‌کنم دارم یاد می‌گیرم چطور شعرها را بخوانم، و در وهله‌ی اول از آنها لذت ببرم. در وهله‌ی بعد، هنوز دارم از اعضای انجمن یاد می‌گیرم، چون تقریبا همه‌ی ترجمه‌ها با پیشنهادهای آنها تغییر کرده و بهتر شده است.

گفتم این انجمن ادبی بود که باعث شد راه جدیدی برای خواندن و لذت بردن از شعر را یاد بگیرم. اگر دوست داری فکر کن دارم اغراق می‌کنم.

Aleph723png_Page5 Aleph723png_Page6

Written by مسعود غفوری

فوریه 26, 2015 در 8:01 ب.ظ.

2 پاسخ

Subscribe to comments with RSS.

  1. به نظر بقیه‌اش هم یک جا آپلود کن و لینک‌اش رو بذار که یک آرشیوی هم اینجا باشه.

  2. ترجمه عالی بود.
    و روح همچنان بر سنگریزه ها می خزد.
    نه مانند دیگر خزندگان که نسلشان دیری ست زمین را ترک کرده است.

    اسماعیل انصاری لاری

    مه 3, 2016 at 3:34 ق.ظ.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: