ايزوپ

سنگينی تمام قصه‌های گفته و نگفته روی دوش ماست

مواظب حرف زدن‌ات باش

with one comment

سریال‌های طنزی که در بلاد خارجه ساخته می‌شوند روی دو چیز خیلی خوب مانور می‌دهند: مسائل جنسی و ملیت‌های مختلف. طبیعی هم هست. خداییش مگر بهترین جوک‌هایی که می‌شنوید درباره‌ی همین مسائل نیستند؟ البته در مورد جوک‌ها، باید جوک‌های مذهبی را هم به این دو مقوله اضافه کنیم، ولی توی سریال‌ها زیاد با مذاهب شوخی نمی‌کنند.

و شاید بهترین و محبوب‌ترین شوخی‌هایی که در این سریال‌ها انجام می‌شود، شوخی‌های کلامی هستند. بهترین سریال‌های طنزی که دیده‌ام دیالوگ‌هایی دارند که خیلی هوشمندانه نوشته شده‌اند و تا مدت‌ها هر وقت حتی به یادشان می‌آورم نیش‌ام باز می‌شود.

اما بهترین جا برای شوخی‌ها و بازی‌های زبانی در یک سریال کمدی کجاست؟ بگذارید به عنوان کسی که سال‌هاست در جاهای مختلف زبان انگلیسی تدریس کرده به شما اطمینان بدهم که هیچ جا بهتر از یک کلاس زبان با چند زبان‌آموز از جاهای مختلف نیست. این ایده‌ی ساده‌ای است که سریال «مواظب حرف زدن‌ات باش» (Mind Your Language) ازش استفاده می‌کند تا حسابی شما را بخنداند: زبان‌آموزانی که از جاهای مختلف دنیا با فرهنگ‌ها و مذاهب و عادت‌های مختلف و با سطح زبان مختلف زیر یک سقف جمع شده‌اند و یک معلم بیچاره که باید به اینها انگلیسی یاد بدهد.


سه فصل این سریال بین سال‌های 1977 تا 79 و فصل چهارم‌اش در سال 1986 ساخته و از تلویزیون بریتانیا پخش شد. چه شده که من نبش قبر کرده‌ام. والله چه بگویم؟ رمضان نزدیک است دیگر! و ما هم دربه‌در دنبال چند تا سریال می‌گردیم که در این ماه پرفیض شب‌زنده‌داری کنیم. پارسال یک پست نوشتم درباره‌ی سریال‌های ماه مبارک رمضان، و یکی از دوستان این سریال را پیشنهاد داد، و برای سوزاندن نواحی‌مان، چند قسمت اول‌اش را برایمان آورد. حالا باید پاچه‌اش را بخواریم تا بقیه‌اش را هم بدهد.


برای حسن ختام برنامه، فقط چند تا از شوخی‌های که با نام معلم این کلاس، آقای براون (Mr. Brown)، می‌شود را بخوانید.

(معلم خودش را معرفی می‌کند. یک نفر از اطراف هندوستان با او بحث می‌کند)

Teacher: I am Brown.

Ali: Oh no. You are committing a mistake.

Teacher: Mistake?

Ali: Yes please! YOU are not Brown, WE are Brown. You are white.

(یک دختر فرانسوی به کلاس اضافه شده و دو پسر ایتالیایی و یونانی برای اینکه کنارش بنشینند دعوا می‌کنند. یکی‌شان ادعا می‌کند که چشم‌اش ضعیف است و باید اول کلاس، قاعدتا کنار دختر بنشیند. الآن دارند برای آقای براون توضیح می‌دهند.)

Italian: You see my a-my eyes are a little short-a-sighted.

Greek: And also a much a big a liar!

Italian: It’s not true Mr. Green.

Teacher: The NAME is BROWN!

Italian: You see? I’m a COLOR-BLIND as well!

اولی: می‌بینین، من نزدیک‌بین‌ام.

دومی: و خیلی هم دروغگویی!

اولی: دروغ می‌گه آقای گرین!

معلم: (با عصبانیت) اسم من براونه!

اولی: (با درماندگی) می‌بینین، من کوررنگ هم هستم!

Written by مسعود غفوری

ژوئن 24, 2011 در 7:32 ب.ظ.

یک پاسخ

Subscribe to comments with RSS.

  1. حق دارن والا با این فامیلای رنگ و وارنگشون!

    نارسیس

    ژوئن 24, 2011 at 11:41 ب.ظ.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: