ايزوپ

سنگينی تمام قصه‌های گفته و نگفته روی دوش ماست

لاست‌اندیشی 3: تکامل

with 10 comments

در یک خوانش اسطوره‌ای، شخصیت‌های سریال آدم و حواهایی هستند که نافرمانی کرده‌اند و بر پدر شوریده‌اند و از آسمان، ملک پدر، به دامان جزیره‌ی مادر هبوط کرده‌اند. آنها در این دنیایی که برایشان ناشناخته و مرموز است و هنوز هم نشانه‌های سلطه‌ی پدر (روح پدرها، ستون‌های فالیک از دود و سیمان، …) در آن هست، یاد می‌گیرند که چگونه از خود محافظت کنند؛ چگونه غذا و آب تهیه کنند؛ چگونه خود را درمان کنند؛ چگونه ایمان بیاورند به جزیره و در آن شک کنند و باز ایمان راسخ‌تری کسب کنند؛ چگونه با خودشان طرف شوند و خود را اصلاح کنند؛ چگونه به اجتماع وارد شوند یا از آن خارج شوند و دوست و دشمن بسازند؛ و چگونه آمریکایی شوند.

بعد از سعید جراح که خیلی وقت است از عراقی بودن (شکنجه‌گر بودن) دست کشیده و «انسان» شده است، آخرین حلقه‌ی این تکامل انسانی را آن زن و شوهر کره‌ای (سان-هوا و جین-سو وان) تشکیل می‌دهند: مردی که رابطه‌ی عاشقانه را بهانه‌ای برای سلطه بر زن یافته است و می‌خواهد تمام مسئولیت محافظت از خانواده‌اش را خودش تنهایی به دوش بکشد؛ و زنی که در ابتدا تن داده است به قواعد شرقی و از شوهرش تبعیت کامل دارد و حتی آخرین دکمه‌ی یقه‌اش را هم همیشه باید بسته نگه دارد و انگلیسی دانستن‌اش را باید از ترس شوهرش پنهان کند. ولی وقتی دوری کردن از جمع آمریکایی جزیره نه تنها ناممکن، بلکه ضروری هم می‌شود، زن می‌آموزد که باید مثل بقیه زن‌های جزیره مستقل باشد، و بعدتر مرد هم یاد می‌گیرد که باید زبان آمریکایی را بیاموزد.

این وسط یک صحنه‌ی پرمعنای کلیدی وجود دارد: وقتی که انگلیسی دانستن زن برملا می‌شود و مرد به خاطر دروغی که به او گفته شده زن را ترک می‌کند، زن به کنار ساحل می‌آید و (به رسم شنا کردن شانون و کیت) لباس‌هایش را می‌کند و پا به درون آب دریا می‌گذارد و صورت‌اش را سرخوشانه در مقابل نسیم می‌گیرد.

اسطوره‌ی سرزمین موعود بودن و منجی تمام بشریت بودن، دست‌آویز ملتی است که اسطوره‌های تاریخی ندارد. آمریکایی‌ها می‌دانند چطور سروری خودشان را به دنیا تحمیل کنند: این را که آمریکا پایان دنیا و پایان تاریخ است.sun_jin

پ.ن. 1: این عکس خانواده‌ی وان بعد از آمریکایی شدن است.

پ.ن. 2: دقت کرده‌اید زن‌های سریال چقدر به تصویر ایده‌آل آمریکایی از زن‌ نزدیک‌اند؟

پ.ن. 3: گفته بودم اکشنی که درون شخصیت‌هاست را به اکشن بیرونی ترجیح می‌دهم.

Jin-Soo Kwon

Sun-Hwa Kwon

Written by مسعود غفوری

نوامبر 12, 2009 در 12:33 ق.ظ.

10 پاسخ

Subscribe to comments with RSS.

  1. همه ی افراد این جزیره محکوم هستند! اگر کمی دقیقتر قضیه را دنبال کنیم می توان به این نظریه هم رسید که زندگی همه ی آنها خواه مستقیم خواه غیر مستقیم در بیرون از جزیره به هم ربط داشته و جزیره وجدان بیدار شده ی همه ی آنهاست!دوزخی که امکان دوباره زندگی کردن را از تو سلب نمی کند!همین است دیگر. آمریکا از مرگ اسطوره تاریخی اسطوره می سازد!

    anything

    نوامبر 12, 2009 at 2:11 ق.ظ.

  2. گذاشتم تو بالاترین

    امیر

    نوامبر 12, 2009 at 11:57 ق.ظ.

  3. اسطوره سازي توي منظومه هاي شرقي و فيلمهاي آمريكايي زياد مي بينييم كه جاي بحث زيادي مي طلبد كه چرا اينگونه است؟.

    كاكال گراش

    نوامبر 12, 2009 at 2:49 ب.ظ.

  4. ببین خوب اصلا عجیب نیست …امریکاییها لاست را ساخته اند پس میتوانند در داستانی که نوشته اند خودشان محور باشند و آدم بودن را تعریف کنند زبان مکالمه آدمها را تعیین کنند و خودشان را منجی بدانند.هر ملت دیگری هم هر وقت توانست داستانی تعریف کند که مردم همه دنیا برای دیدن و شنیدنش سر و دست بشکنند میتواند همه این صفات را به خودش نسبت دهد ،حتی ما.هرچه سعی کنیم برادر آخر به همین نقطه خواهیم رسید که همین ملت بی اسطوره امروز اسطوره شده اند لاست فقط یک اسطوره سرگرمی است بگیر و برو تا اسطوره های علمی و تحقیقاتی و فرهنگی و نظامی و…نمی شود انکار کرد.

    سارا

    نوامبر 14, 2009 at 1:44 ق.ظ.

  5. سلام.

    مصطفی کارگر

    نوامبر 14, 2009 at 10:10 ق.ظ.

  6. اگر یک خیرخواه پیدا شد، به او بگویید این لاست را به من هم بدهد!

    فاطمه حاجی زاده

    نوامبر 15, 2009 at 6:32 ب.ظ.

  7. نوشته های زیباییست ! خصوصا این نوشته اخیر …
    سریال لاست، سریال زیبایی است …
    انشاالله بزودی فصل 6 شروع خواهد شد.

    محسن امانی

    نوامبر 16, 2009 at 9:36 ب.ظ.

  8. بابا به هر که رسیدیم برایمان از لاست و تجربه با لاست بودن گفت اما یکی پیدا نشد بگویید بیا این لاست، ببین و با ما همرا باش!

    الهام زاهدی

    نوامبر 18, 2009 at 12:33 ق.ظ.

  9. در وبلاگم تکمیل کنید
    دانشجویان گراشی در سرتاسر ایران

    محمد حسن

    نوامبر 22, 2009 at 11:17 ق.ظ.

  10. […] خودم در یک سری یادداشت‌ها با عنوان لاست‌اندیشی 1 و 2 و 3 از دیدگاه نظریه انتقادی درباره‌ی سریال نوشته بودم، […]


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: