ايزوپ

سنگينی تمام قصه‌های گفته و نگفته روی دوش ماست

اين يوزارسيف عزيز

with 5 comments

يکی از دوستان قديمی که مثلاً يک چند تايی از اين کتاب‌های تاريخ تمدن و مذاهب و اين چيزها را خوانده و برای خودش ادعای باسوادی‌اش می‌شود، سعی می‌کرد ذهنيت ما را درباره‌ی اين سريال معظم و بسيار زيبای «يوسف پيامبر» به گمراهی بکشاند. جوری صحبت می‌کرد که با خودم عهد کردم ديگر باهاش هم‌کلام نشوم. می‌گفت اين که يوزارسيف عزيز به چنان درجه و قدرتی رسيده، بيشتر از اينکه به دلايل ماورايی باشد، به دليل بازی قدرت است که يک چيز طبيعی است و هميشگی است و در تاريخ هميشه نمونه‌هايش را داشته‌ايم و از اين حرف‌ها. می‌گفت همه‌ی پادشاهان گذشته برای مشروعيت دادن به پادشاهی خودشان، نياز به تاييد يک دين داشته‌اند؛ و بزرگان اديان هم هميشه با پادشاهان در معامله بوده‌اند: «ما تاييدتان می‌کنيم که شما قدرت بگيريد، و شما هم مقداری از اين قدرت را به ما بدهيد تا ما دين‌مان را گسترده‌تر کنيم و البته در نتيجه، سيطره‌ی شما هم گسترده‌تر می‌شود و …» اين دور باطل! به اين می‌گفت تسلسل قدرت! مثلاً از لويس مامفورد مثال می‌آورد که فرموده اولين پادشاهان، همان شکارچی-مراقبان شهرهای اوليه بودند که از يک مقطعی در تاريخ، به ماورائ‌الطبيعه متوسل شدند تا خود را نه فقط مراقب مردم، بلکه جانشين خدايان و حتی خود خدايان معرفی کنند؛ و چه چيزی بهتر از همراهی بزرگان اديان! با هر پادشاهی يک خدای نو می‌آمد و يک دين نو؛ و بله ديگر… خدا از سر تقصيرات‌شان بگذرد.

گفتم حالا اين چرت و پرت‌ها را چطور می‌خواهی به يوزارسيف عزيز بچسبانی؟ گفت واضح من‌الشمس! (فکر کنم اين اصطلاح را بلد نبود درست ادا کند.) اين جناب آخناتون که الکی و برای رضای خدا يوزارسيف را از زندان آزاد نکرد که! دليل داشت: ديد که کاهنان معبد آمون خيلی قدرت گرفته‌اند و ديگر دم‌شان را زيادی بالا گرفته‌اند. و البته ديد که نمی‌تواند جلوی‌شان را بگيرد، چون مردم هم پشت سرشان بودند. از آن‌طرف، ديد که يک يوزارسيف‌نامی هست در زندان که حرف‌های جديد می‌زند، از يک خدای جديد، و مردم را هم خوب دور خودش جمع کرده است. خوب نتيجه؟ واضح است ديگر! از تاثير يوزارسيف بر مردم استفاده کن؛ با قدرت دادن به او و خدايي که تبليغ می‌کند (آتون)، مردم را به سوی خودت بخوان؛ و حمايت آنها را از کاهنان آمون کم‌تر و کم‌تر کن؛ تا جايي که ديگر هيچ قدرتی برای آنها نماند و بتوانی آنها را خوار و ذليل کنی و تار و مارشان کنی و همه‌‌ی قدرت بماند برای خودت؛ و البته قسمتی از آن راهم بده به حامی مذهبی جديد، تا مثلاً عزيز مصر باشد و بتواند قوم و خويش‌اش را بياورد آنجا و … ولی در عوض، فتنه‌ی بزرگ‌تر را دفع کرده‌ای و خيالت از بابت متحد جديد فعلاً راحت است.

استغفراله! عجب قصه‌گويی است اين آدم! آخر مگر می‌شود اين چيزها را به سريال برادر عزيز، آقای فرج‌اله سلحشور چسباند. او که ديگر مطمئن شده است که همه می‌دانند «اين يوسف عزيز، همان رييس جمهور عِزيز خودمان می‌باشد» (و صد البته که همه می‌دانند اين محمود عزيز، عزيزدردانه‌ی چه کسی می‌باشد!)، عمراً توی ذهن‌اش بوده باشد که يک همچين معامله و رابطه‌ای را بين ايشان و … زبانم لال! اصلاً جمله‌بندی‌ام را ببينيد که چطور از بابت اين فکر باطل مشوش شده است!

هزار لعنت بر اين دوست ناعزيز، و بر من که حرف‌های باطل‌اش را اينجا تکرار کرده‌ام.

5 پاسخ

Subscribe to comments with RSS.

  1. البته شما بیشتر بر روی خود سریال متمرکز شده اید. این یوسف بدبخت قبل از این سریال برا خودش کسی بود. کاری به محمود ندارم البته.

    سعید

    مه 3, 2009 at 11:31 ق.ظ.

  2. این یوسف ما هر چه باشد،مردم او را از کاهنان معبد و طرفدارانش بیشتر دوستش دارند.

    م

    مه 6, 2009 at 11:58 ب.ظ.

  3. و چه شد که حکومت کاهنان معبد پس از 8 سال پایان یافت و حکومت یوسف شروع گردید؟

    البرز

    مه 8, 2009 at 3:57 ب.ظ.

  4. یک ضرب المثل هست که میگه:
    «کافر همه را به کیش خود پندارد»
    بابت عزیز دردانگی و از این جور حرف ها عرض کردم.

    محسن

    مه 10, 2009 at 10:37 ب.ظ.

  5. کلا شباهات و تفاوتهای این دو شخصیت بزرگ زیادن و به تنهایی یه کتاب هستن!

    اطهر

    مه 18, 2009 at 7:16 ب.ظ.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: