ايزوپ

سنگينی تمام قصه‌های گفته و نگفته روی دوش ماست

نمايش را بايد ادامه داد

with 2 comments

فيلم «کشتی‌گير» (The Wrestler)  را با ذهنيتی که از فيلم‌های قبلی دارن آرنوفسکی (يعنی «پی» و «مرثيه‌ای بر يک رويا») داشتم ديدم. به همين دليل، حرف‌هايی که از دور و بر درباره‌ی اين فيلم می‌شنيدم برايم عجيب بود. همان حرف‌هايی که اين فيلم را به دليل نشان دادن آدم ضدقهرمان داستان در هيبت يک ايرانی، آن را در رديف فيلم‌هايی مثل «سيصد» قرار می‌داد. اين شخصيت نام آيت‌اله دارد و پرچم ايران را روی رينگ کشتی کچ حمل می‌کند. ديدی که از آرنوفسکی داشتم اجازه نمی‌داد به همين راحتی قبول کنم که او در دام اين شعارپردازی‌های خام‌دستانه‌ی آمريکايی افتاده باشد که يک ايرانی بشود ضدقهرمان و بعد هم سرآخر، قهرمان آمريکايی داستان بيايد و او را نفله کند و دل آمريکايی‌ها خنک شود. اين البته ساختاری است که خيلی از فيلم‌های آمريکايی از آن تبعيت می‌کنند و من (و گروه ما به طور کلی) با آن هميشه هم مشکل داريم.

و خوشبختانه درست فکر می‌کردم. فيلم آرنوفسکی ساختارشکنانه‌تر از آن است که با اين فرمول مسخره بشود آن را تحليل کرد. تقابل‌های دوتايی در اين فيلم از همان لحظه‌ی اول شروع می‌کنند به شکسته شدن؛ و سر آخر چيزی که باقی می‌ماند تظاهر است و نمايش. وقتی بعد از عنوان‌بندی -که بريده‌های روزنامه را نشان می‌داد که از پيروزی «رَم» بر آيت‌اله نوشته بودند- در همان صحنه‌ی اول فيلم درج می‌شود «بيست سال بعد» و رَم را بعد از يک مسابقه سخت در حالتی نزار نشان می‌دهد، آدم به اين فکر می‌افتد که آن وضعيت نخستين هم به همين اندازه اکنون، رقت‌انگيز و غيرواقعی بوده است. يا نگاه کنيد به تقابل مادر خوب/ زن فاحشه که در شخصيت زن فيلم شکسته می‌شود، چون هر دوی اين‌ها را در خود دارد. يا تقابل مرد خانواده/ مرد لاابالی (که نکته‌ی کليدی بسياری از فيلم‌های ماست آمريکايی است) که زمان زيادی از فيلم صرف شکسته شدن‌اش می‌شود و حتی لحن و اهنگ فيلم را هم تحت تاثير قرار می‌دهد.

اصلاً مهم‌ترين تقابلی که در اين فيلم به بازی گرفته می‌شود، همان تقابل معروف واقعی/ غيرواقعی است. کشتی کچ را خيلی‌ها به خاطر خشونتی که در آن جريان دارد دوست دارند؛ در حالی که اين خشونت واقعی نيست، بلکه فقط نمايش خشونت است. و فيلم از همان ابتدا تکليف اين نکته را روشن می‌کند. اينجا همه چيز ازپيش‌تعيين‌شده و قراردادی است. دو نفری که با هم روی سن در مقابل تماشاچيان مشتاق و هيجان‌زده، به ظاهر می‌جنگند، قبل از مسابقه با هم در مورد اينکه چطور همديگر را کتک بزنند و به کجا ضربه بزنند و اين چيزها توافق می‌کنند. آنها وقتی روی سن می‌روند، فقط نمايش می‌دهند.  شايد تعداد زيادی از تماشاچيان هم اين نکته را بفهمند؛ ولی خوب که چه؟ نمايش، نمايش است ديگر؛ و نمايش خشونت از بهترين انواعش. اين همان کاری است که گلادياتورهای رومی می‌کردند (و اتفاقی هم نيست که اسم شخصيت اول رَم است!) و بيش از پانصد هزار نفر را در آن زمان به ديدن اين نمايش‌ها می‌کشاندند. اينجا البته وضعيت به مراتب جفنگ‌تر است. نقطه اوج اين داستان طبيعتاً آخر آن است؛ آنجا که رَم هستی‌اش را با اين نمايش پيوند می‌دهد.

اينجا رَم -که چند جای فيلم، پرچم آمريکا پشت سرش به شکل خيلی تابلويی نصب شده!- و آيت‌اله -که پرچم ايران روی لباسش حک شده، و البته به شکل طعنه‌آميزی چفيه عربی هم انداخته (باز هم توی پرانتز بگويم بعيد است آرنوفسکی آنقدر بی‌مطالعه باشد که ايرانی و عربی را از هم تشخيص ندهد)- قبل از مسابقه با هم تبانی‌های لازم را انجام می‌دهند و حتی روی سن هم حرکت‌ها و ضربه‌های هم‌ديگر را کنترل می‌کنند. این چه تقابلی است که وقتی آيت‌اله وضعيت خراب رَم را می‌بيند به او می‌گويد: «بس است ديگر، به اندازه کافی نمايش داديم، بيا و تمامش کن»؟

دارن آرنوفسکی آنقدر زيرک است که اين تقابل را به مسخره می‌گيرد؛ و در دلش به رويای آمريکايی می‌خندد. دقيقاً همان کاری که در «مرثيه‌ای بر يک رويا» (عجب اسم‌هايی هم انتخاب می‌کند اين آدم!) به شکلی وحشتناک‌تر و تاثيرگذارتر انجام می‌دهد.

Written by مسعود غفوری

مارس 23, 2009 در 4:59 ق.ظ.

2 پاسخ

Subscribe to comments with RSS.

  1. نخوندم، باید اول ببینم.

    سعید

    مارس 27, 2009 at 3:53 ب.ظ.

  2. جالب بود.

    کاکال گراش

    سپتامبر 14, 2009 at 5:32 ق.ظ.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: