ايزوپ

سنگينی تمام قصه‌های گفته و نگفته روی دوش ماست

سيزده تا داستان کوتاه توپ

with 6 comments

تدريس هميشه با کمی خودخواهی آميخته است. ما چيزهايی به خورد دانش‌جويان می‌دهيم که خودمان ازشان لذت می‌بريم. شايد هم اين يک شکل از همان عادت به تقسيم چيزهای خوشمزه‌ای است که پيدايشان کرده‌ايم. اينجوری انگار هر دفعه که اين لذت را تقسيم می‌کنی، آن را دو برابر می‌کنی. حالا تصور کنيد يک کلاس آدم در اختيارتان باشد و شما مختار باشيد برنامه‌ی کلاس را خودتان بريزيد.

خلاصه اين که يک کلاس داستان کوتاه را قرار است اين ترم در دانشگاه آزاد تدريس کنم و از چند وقت پيش دنبال 13 تايی داستان توپ هستم که توی برنامه بگذارم. البته اين کار سختی است چون مجبورم از بين اين همه داستان توپ فقط همين تعداد را انتخاب کنم! هزار تا متر و معيار گذاشته‌ام که مثلاً بايد نويسنده‌اش اله و بله باشد و نماينده يک دوره و مکتب و سبک و گروه و اقليت باشد؛ خود داستان برای دانش‌جوی کارشناسی قابل درک و حتی‌الامکان جالب باشد و بتوان يک مبحثی از تويش در کشيد و در يک جلسه سر و تهش را هم آورد و … و بر اساس اين معيارها، اينها تاکنون کانديد شده‌اند: سلينجر، کارور، بارتلمی، شرلی جکسون (اين داستان لاتاری را هر وقت يادم می‌آيد هم هنوز کمرم می‌لرزد!)، جويس، وولف، کامو، چيور، براتيگان.

فقط حالا نمی‌دانم اينها بر اساس آن معيارها انتخاب شدند يا معيارها بر اساس اينها! و همين طور که می‌بينيد هنوز جا برای دخل و تصرف هست. البته به نام سلينجر دست نزنيد که دلخور می‌شوم.

و قصد دارم برعکس تدريس کنم. يعنی از معاصرتر به قديم‌تر.

Written by مسعود غفوری

فوریه 13, 2009 در 12:44 ب.ظ.

6 پاسخ

Subscribe to comments with RSS.

  1. کارور تقریبا تمام داستاناش تو یه مایه است. یکی رو که انتخاب کنی میشه کارور. درباره لاتاری من تقریبا هر ماه یه بار یاد اون داستان لعنتی میافتم. اتفاقا وقتی مسیج دادی هم سریع یاد اون داستان افتادم. همینگوی رو نمیخوای؟

    سعید

    فوریه 13, 2009 at 1:21 ب.ظ.

    • چرا. بايد بين همينگوی و فالکنر و جويس و لاورنس و ملويل و آلن پو و هاثورن و مارک تواين و گراهام گرين و … هم انتخاب کنم. اصلا شايد هر هفته دو تا داستان دادم!

      مسعود

      فوریه 13, 2009 at 1:48 ب.ظ.

  2. فکر کنم پو با توجه به سابقه‌اش را باید بگذاری بد نیست برای این که حال بدهی یک جلسه یک داستان فارسی هم بگذاری مثلاً نفتی صادق جوبک . دو داستان هم اصلاً نگذار چون دانشجویان از دست‌ات شاکی می‌شوند. به نظرم داستان دوم را بگذار بدون نقد یعنی خودشان ترجمه کنند و در کلاس بخوانند بعد یک نمره قلمبه هم بده

    محمد خواجه‌پور

    فوریه 13, 2009 at 2:18 ب.ظ.

  3. به نظر من بذار دانشجویا راحت باشن. هیچکی رو معرفی نکن بذار خودشون برن پیدا کنن!

  4. سلام مسعود.
    وبلاگ نو مبارک.

    جهان فی البداهه

    فوریه 14, 2009 at 1:14 ق.ظ.

  5. سلام
    بنده هم وبلاگ نو رو به شما تبريك ميگم.
    به نظر من از خود دانشجوها كمك بگيريد ذوق و سليقشون رو بپرسيديد و با معياراي خودتون تطبيق بديد و سر آخر اوني كه هم خودتوت و هم دانشجوهاتون بپسندن انتخاب كنيد.

    در مورد كتابايي كه گفتين بنده معذورم نظر بدم چون نمي‌شناسمشون ولي خيلي دوست دارم باهاشون آشنا بشم اگر در اختيار بنده حقير هم قرار بدهيد ممنون ميشوم.

    افسون

    فوریه 14, 2009 at 9:32 ب.ظ.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: