از «میانه ماه مارس» بر حذر باش
«فیلم سیاسی» از آن اصطلاحات دردسرساز است. تعداد این فیلمها هم به چند فیلم (یکی دو فیلم خوب) در هر سال محدود است. این ژانر یا سابژانرِ عبوث و جدی، طرفداران خیلی زیادی ندارد. برای من فیلم سیاسی مترادف بوده با اولیور استون، فرانسیس فورد کاپولا، و چند نفر دیگر. الآن دیگر با خیال راحت، بعد از «سیریانا»، «شب خوش، و موفق باشید»، و این فیلم آخری یعنی «میانه ماه مارس»، جورج کلونی هم به این اسمها اضافه شده است. فیلمی که او تازگی ساخته و در آن نقش دوم را بازی کرده، دربارهی بازی سیاست و اهمیت آدمهای پشت صحنهی آن است. پوستر فیلم بسیار هوشمندانه است: چه کسی قرار است رییس جمهور آینده باشد، سناتور که عکساش روی جلد تایمز میرود، یا مشاورش که او را روی جلد میبرد؟
اگر دنبال معنای عبارت «میانه ماه مارس» (The Ides of March) میگردید و به دیکشنری مراجعه کردید, احتمالا فقط این را میبینید: «عيد، (در گاهنامه قديم روم)
روز پانزدهم مارس و مه و ژوئيه و اکتبر، و سيزدهم ماههاى رومى». این که هیچ. اهمیت این روز در اتفاقی است که در سال 44 قبل از میلاد در روم افتاد: این همان روزی بود که جولیوس سزار، امپراتور روم، به قتل رسید. یک پیشگو قبلا به او این وعده را داده بود: «از میانه ماه مارس بر حذر باش». ویلیام شکسپیر صحنهی مرگ او را احتمالا بهتر از هر کسی تصویر میکند: بزرگان رم در مجلس سنای این شهر توطئه میکنند که (برای جلوگیری از خودکامگی احتمالی سزار) او را به قتل برسانند. برای این که مسئولیت این قتل به گردن هیچکدام نیفتد، هر کدام خنجری میکشند و همگی دستشان را به خون سزار آغشته میکنند. اما چرا این عنوان برای فیلم انتخاب شده است؟
قطعا باید قتلی اتفاق افتاده باشد، و عدهی زیادی هم در آن دست داشته باشند. دختری که در فیلم میمیرد، فقط نشانه ای از تظاهر بیرونی این قتل است. در وجه بزرگتر و سمبلیک قضیه، این «اخلاقیات» است که به قتل میرسد. و همه در آن نقش دارند: چه سناتور متجاوز، چه برنامهریز تبلیغاتی رقیب که آدمها را مثل مهره شطرنج کنار میزند، چه روزنامهنگاری که فقط دنبال معامله است، و چه حتی دختری که در میانهی معرکهی سیاست شلنگتخته میاندازد و خودش را قربانی میکند. اما نقش «بروتوس» را در داستان ژولیوس سزار، اینجا شخصیت اول فیلم، استفن مییرز (با نقشآفرینی معرکهی رایان گاسلینگ) بازی میکند. او کسی است که از همه داناتر است، و صحنهگردان نهایی این بیاخلاقی میشود، در صورتی که خودش از ابتدا روحیهای خلاف این رفتار را داشت.
از این جهت، شخصیت اول فیلم یعنی استفن، به شدت یادآور مایکل (با بازی آل پاچینو) در فیلم «پدرخوانده» است: هر دو آنها آرام آرام از قالب آدمهای ساده و خوشقلب در میآیند و به هیولایی تبدیل میشوند که برای رسیدن به قدرت، هیچ چیزی جلودارشان نیست.
مطمئن باشید که این فیلم را در تلویزیون خواهید دید. آن قدر دربارهی سیاست بدبینانه است … البته خوب، دربارهی سیاست آمریکا …، سیاست ما که از این چیزها ندارد …، خلاصه، که صدا و سیما را بسیار خوش میآید و حتما آن را پخش خواهد کرد. منتظرم که چند تا جملهی ضدِ سیاستِ آمریکایی را هم از زبان دوبلور جورج کلونی بشنوم! ضمنا این فیلم در جوایز گلدن گلوب هم نامزد جایزه بهترین فیلم درام، بهترین کارگردانی، بهترین فیلمنامه و بهترین بازیگر نقش اول مرد شده است.

ژانر: دراما، سیاسی
کارگردان: جورج کلونی
نویسندگان: جورج کلونی، گرنت هسلو و …
بازیگران: رایان گاسلینگ، جورج کلونی، فیلیپ سیمور هافمن، پل جیاماتی، ماریسا تومی، ایوان ریچل وود
محصول: آمریکا 2011
مدت: 101 دقیقه
باسلام
لطفا برای دانلودفیلم اسم سایتش روهم بنویسید
باتشکر
behroozi
دسامبر 24, 2011 در 12:02 ق.ظ.
سلام به روز شدم
جواد راهپیما
ژانویه 7, 2012 در 1:21 ب.ظ.